خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه نامهست که از کشور یار آوردند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (این چه نامهست که از کشور یار آوردند) از خواجوی کرمانی |
' |
| این چه نامهست که از کشور یار آوردند | وین چه نافهست که از سوی تتار آوردند | |
| مژدهی یوسف گمگشته بکنعان بردند | خبر یار سفر کرده به یار آوردند | |
| دوستانرا ز غم دوست امان بخشیدند | بوستانرا گل صد برگ ببار آوردند | |
| بیدل غمزده را مژدهی دلبر دادند | بلبل دلشده را بوی بهار آوردند | |
| نسخهئی از پی تعویذ دل سوختگان | از سواد خط آن لاله عذار آوردند | |
| نوش داروئی از آن لب که روان زنده ازوست | بمن خسته مجروح نزار آوردند | |
| از خم سلسلهی طره لیلی تابی | از برای دل مجنون فگار آوردند | |
| بزم شوریده دلان را ز پی نقل صبوح | شکری از لب شیرین نگار آوردند | |
| می فروشان عقیق لب او خواجو را | قدحی می ز پی دفع خمار آوردند |