صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۵۰۱ تا #۴٬۵۵۰.
- عطار (غزلیات)/کار بر خود سخت مشکل کردهام
- عطار (غزلیات)/کار چو از دست من برفت چه سازم
- عطار (غزلیات)/کارم از عشق تو به جان آمد
- عطار (غزلیات)/کاری است قوی ز خود بریدن
- عطار (غزلیات)/کافری است از عشق دل برداشتن
- عطار (غزلیات)/کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانم
- عطار (غزلیات)/کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
- عطار (غزلیات)/کجایی ساقیا می ده مدامم
- عطار (غزلیات)/کسی کز حقیقت خبردار باشد
- عطار (غزلیات)/کسی کو خویش بیند بنده نبود
- عطار (غزلیات)/کسی کو هرچه دید از چشم جان دید
- عطار (غزلیات)/کشتی عمر ما کنار افتاد
- عطار (غزلیات)/کفر است ز بی نشان نشان دادن
- عطار (غزلیات)/کم شدن در کم شدن دین من است
- عطار (غزلیات)/کیست که از عشق تو پردهی او پاره نیست
- عطار (غزلیات)/گاه لاف از آشنایی میزنیم
- عطار (غزلیات)/گاهیم به لطف می نوازی
- عطار (غزلیات)/گر آه کنم زبان بسوزد
- عطار (غزلیات)/گر از میان آتش دل دم برآورم
- عطار (غزلیات)/گر از همه عاشقان وفا دیدی
- عطار (غزلیات)/گر از گره زلفت جانم کمری سازد
- عطار (غزلیات)/گر با تو بگویم غم افزون شدهی من
- عطار (غزلیات)/گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرم
- عطار (غزلیات)/گر تو خلوتخانهی توحید را محرم شوی
- عطار (غزلیات)/گر تو نسیمی ز زلف یار نیابی
- عطار (غزلیات)/گر جمله تویی همه جهان چیست
- عطار (غزلیات)/گر در سر عشق رفت جانم
- عطار (غزلیات)/گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
- عطار (غزلیات)/گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
- عطار (غزلیات)/گر رخ او ذرهای جمال نماید
- عطار (غزلیات)/گر ز سر عشق او داری خبر
- عطار (غزلیات)/گر سر این کار داری کار کن
- عطار (غزلیات)/گر سیر نشد تو را دل از ما
- عطار (غزلیات)/گر فلک دیده بر آن چهرهی زیبا فکند
- عطار (غزلیات)/گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی
- عطار (غزلیات)/گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
- عطار (غزلیات)/گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
- عطار (غزلیات)/گر مرد رهی ز رهروان باش
- عطار (غزلیات)/گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
- عطار (غزلیات)/گر مردی خویشتن ببینیم
- عطار (غزلیات)/گر من اندر عشق مرد کارمی
- عطار (غزلیات)/گر نبودی در جهان امکان گفت
- عطار (غزلیات)/گر نسیم یوسفم پیدا شود
- عطار (غزلیات)/گر نقاب از جمال باز کنی
- عطار (غزلیات)/گر نه از خاک درت باد صبا میآید
- عطار (غزلیات)/گر نکوییت بیشتر گردد
- عطار (غزلیات)/گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
- عطار (غزلیات)/گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
- عطار (غزلیات)/گر چنین سنگدل بمانی تو
- عطار (غزلیات)/گر کسی یابد درین کو خانهای