عطار (غزلیات)/گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی) از عطار |
' |
| گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی | ورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردی | |
| درمان عشق جانان هم درد اوست دایم | درمان مجوی دل را گر زنده دل به دردی | |
| گفتی به ره سپردن گردی برآرم از ره | نه هیچ ره سپردی نه هیچ گرد کردی | |
| گرچه ز قوت دل چون کوه پایداری | در پیش عشق سرکش چون پیش باد گردی | |
| مردان مرد اینجا در پرده چون زنانند | تو پیش صف چه آیی چون نه زنی نه مردی | |
| مردان هزار دریا خوردند و تشنه مردند | تو مست از چه گشتی چون جرعهای نخوردی | |
| گر سالها به پهلو میگردی اندرین ره | مرتد شوی اگر تو یک دم ملول گردی | |
| باید که هر دو عالم یک جزء جانت آید | گر تو به جان کلی در راه عشق فردی | |
| بگذر ز راه دعوی در جمع اهل معنی | مرهم طلب ازیشان گر یار سوز و دردی | |
| عطار اگر بهکلی از خود خلاص یابد | یک جزو جانش آید نه چرخ لاجوردی |