عطار (غزلیات)/کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانم) از عطار |
' |
| کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانم | به تاریکی در افتادم ره روشن نمیدانم | |
| ندارم من درین حیرت به شرح حال خود حاجت | که او داند که من چونم اگرچه من نمیدانم | |
| چو من گم گشتهام از خود چه جویم باز جان و تن | که گنج جان نمیبینم طلسم تن نمیدانم | |
| چگونه دم توانم زد درین دریای بی پایان | که درد عاشقان آنجا بجز شیون نمیدانم | |
| برون پرده گر مویی کنی اثبات شرک افتد | که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمیدانم | |
| در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه میچیند | همه عالم و مافیها به نیم ارزن نمیدانم | |
| از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا | اگرچه خوشه میچینم ره خرمن نمیدانم | |
| چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکنی هرگز | سزای درد این مسکین یکی مسکن نمیدانم | |
| چو آن گلشن که میجویم نخواهد یافت هرگز کس | ره عطار را زین غم بجز گلخن نمیدانم |