صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۰۰۱ تا #۴٬۰۵۰.

  1. عطار (غزلیات)/ترک قلندر من دوش درآمد از درم
  2. عطار (غزلیات)/تشنه را از سراب چگشاید
  3. عطار (غزلیات)/تو بلندی عظیم و من پستم
  4. عطار (غزلیات)/تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
  5. عطار (غزلیات)/تو را در ره خراباتی خراب است
  6. عطار (غزلیات)/تو می‌دانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
  7. عطار (غزلیات)/تورا گر نیست با من هیچ کاری
  8. عطار (غزلیات)/تیر عشقت بر دل و جان می‌خورم
  9. عطار (غزلیات)/جان به لب آوردم ای جان درنگر
  10. عطار (غزلیات)/جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهی
  11. عطار (غزلیات)/جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  12. عطار (غزلیات)/جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
  13. عطار (غزلیات)/جانا بسوخت جان من از آرزوی تو
  14. عطار (غزلیات)/جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
  15. عطار (غزلیات)/جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
  16. عطار (غزلیات)/جانا دلم ببردی و جانم بسوختی
  17. عطار (غزلیات)/جانا دهنی چو پسته داری
  18. عطار (غزلیات)/جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
  19. عطار (غزلیات)/جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
  20. عطار (غزلیات)/جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
  21. عطار (غزلیات)/جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده
  22. عطار (غزلیات)/جهان از باد نوروزی جوان شد
  23. عطار (غزلیات)/جهان جمله تویی تو در جهان نه
  24. عطار (غزلیات)/جهانی جان چو پروانه از آن است
  25. عطار (غزلیات)/حدیث عشق در دفتر نگنجد
  26. عطار (غزلیات)/حدیث فقر را محرم نباشد
  27. عطار (غزلیات)/حسن تو رونق جهان بشکست
  28. عطار (غزلیات)/خاصگان محرم سلطان عشق
  29. عطار (غزلیات)/خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  30. عطار (غزلیات)/خال مشکین بر آفتاب مزن
  31. عطار (غزلیات)/خال مشکین بر گلستان می زنی
  32. عطار (غزلیات)/خاک کوی توام تو می‌دانی
  33. عطار (غزلیات)/خاک کویت هر دو عالم در نیافت
  34. عطار (غزلیات)/خبرت هست که خون شد جگرم
  35. عطار (غزلیات)/خراباتی است پر رندان سرمست
  36. عطار (غزلیات)/خط مکش در وفا کزآن توام
  37. عطار (غزلیات)/خطت خورشید را در دامن آورد
  38. عطار (غزلیات)/خطش مشک از زنخدان می برآرد
  39. عطار (غزلیات)/خطی از غالیه بر غالیه‌دان آوردی
  40. عطار (غزلیات)/خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  41. عطار (غزلیات)/خطی کان سرو بالا می‌درآرد
  42. عطار (غزلیات)/خواجه تا چند حساب زر و دینار کنی
  43. عطار (غزلیات)/خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
  44. عطار (غزلیات)/خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
  45. عطار (غزلیات)/خیز و از می آتشی در ما فکن
  46. عطار (غزلیات)/دامن دل از تو در خون می‌کشم
  47. عطار (غزلیات)/در خطت تا دل به جان در بسته‌ام
  48. عطار (غزلیات)/در درد عشق یک دل بیدار می نبینم
  49. عطار (غزلیات)/در دل دارم جهانی بی‌تو من
  50. عطار (غزلیات)/در دلم افتاد آتش ساقیا