صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۹۰۱ تا #۳٬۹۵۰.

  1. عطار (غزلیات)/با تو سری در میان خواهد بدن
  2. عطار (غزلیات)/با خط سرسبز بیرون آمدی
  3. عطار (غزلیات)/با لب لعلت سخن در جان رود
  4. عطار (غزلیات)/باد شمال می‌وزد، طره‌ی یاسمن نگر
  5. عطار (غزلیات)/باده ناخورده مست آمده‌ایم
  6. عطار (غزلیات)/بار دگر شور آورید این پیر درد آشام را
  7. عطار (غزلیات)/بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
  8. عطار (غزلیات)/بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
  9. عطار (غزلیات)/بار دیگر روی زیبایی ببین
  10. عطار (غزلیات)/باز آمده‌ای از آن جهانم من
  11. عطار (غزلیات)/بت ترسای من مست شبانه است
  12. عطار (غزلیات)/بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  13. عطار (غزلیات)/بحری است عشق و عقل ازو برکناره‌ای
  14. عطار (غزلیات)/بر در حق هر که کار و بار ندارد
  15. عطار (غزلیات)/بر درد تو دل از آن نهادم
  16. عطار (غزلیات)/بر هرچه که دل نهاده باشیم
  17. عطار (غزلیات)/برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو
  18. عطار (غزلیات)/بردار صراحیی ز خمار
  19. عطار (غزلیات)/برق عشق از آتش و از خون جهد
  20. عطار (غزلیات)/برقع از خورشید رویش دور شد
  21. عطار (غزلیات)/برقع از ماه برانداز امشب
  22. عطار (غزلیات)/برکناری شو ز هر نقشی که آن آید پدید
  23. عطار (غزلیات)/بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
  24. عطار (غزلیات)/بس نظر تیز که تقدیر کرد
  25. عطار (غزلیات)/بس که جان در خاک این در سوختیم
  26. عطار (غزلیات)/بس که دل تشنه سوخت وز لبت آبی نیافت
  27. عطار (غزلیات)/بعدجوی از نفس سگ گر قرب جان می‌بایدت
  28. عطار (غزلیات)/بندگی چیست به فرمان رفتن
  29. عطار (غزلیات)/بنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارش
  30. عطار (غزلیات)/به دریایی در اوفتادم که پایانش نمی‌بینم
  31. عطار (غزلیات)/به سر زلف دلربای منی
  32. عطار (غزلیات)/به هر کویی مرا تا کی دوانی
  33. عطار (غزلیات)/به وادییی که درو گوی راه سر بینی
  34. عطار (غزلیات)/بودی که ز خود نبود گردد
  35. عطار (غزلیات)/بوی زلف یار آمد یارم اینک می‌رسد
  36. عطار (غزلیات)/بوی زلفت در جهان افکنده‌ای
  37. عطار (غزلیات)/بی تو از صد شادیم یک غم به است
  38. عطار (غزلیات)/بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  39. عطار (غزلیات)/بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
  40. عطار (غزلیات)/بی دل و بی قراری مانده‌ام
  41. عطار (غزلیات)/بی رخت در جهان نظر چکنم
  42. عطار (غزلیات)/بی لبت از آب حیوان می‌بسم
  43. عطار (غزلیات)/بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کرد
  44. عطار (غزلیات)/بیا تا رند هر جایی بباشیم
  45. عطار (غزلیات)/بیا که قبله‌ی ما گوشه‌ی خرابات است
  46. عطار (غزلیات)/بیار آن جام می تا جان فشانیم
  47. عطار (غزلیات)/بیشتر عمر چنان بوده‌ام
  48. عطار (غزلیات)/بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
  49. عطار (غزلیات)/بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  50. عطار (غزلیات)/بیچاره دلم که نرگس مستش