صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۴٬۷۵۱ تا #۳۴٬۸۰۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دامن کشان شبی گذر افتاد بر منش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دانی که چیست رشتهی عمر دراز من
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در جلوهگاه جانان جان را به شوق دادم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در راه عشق من نگذشتم ز کام خویش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در سینه دلت مایل هر شعلهی آهی است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در شهر اگر تو شاهد شیرین گذر کنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در عالم عشق تو کفر است و نه اسلام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در عالم محبت دانی چه کار کردم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در میکده خدمت کن بی معرکه سلطان باش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در پا مریز حلقهی زلف بلند خویش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/درد جانان عین درمان است گویی نیست هست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دست در حلقهی آن جعد چلیپا زدهام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل به دنبال وفا رفت و من از دنبالش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل در اندیشهی آن زلف گره گیر افتاد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل دیوانهی من قابل زنجیر نبود
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل سپردم به نگه کردن چشم سیهش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دل نداند که فدای سر جانان چه کند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلا مقید آن گیسوان پرچین باش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلم افتاد به دنبال سوار عجبی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلم فارغ ز قید کفر و دین است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دلها فتاده در پی آن دل ربا ببین
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش از در میخانه کشیدند به دوشم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش از لب نوشش سختی چند شنیدم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش به خواب دیدهام روی ندیدهی تو را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش زلف سیهت بندهنوازیها کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوش مستانه چه خوش گفت قدح پیمایی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دوشینه مهی به خواب دیدم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دی به رهش فکندهام طفل سرشک دیده را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دیری است که دیوانه آن چشم کبودم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/دیشب به خواب شیرین نوشین لبش مکیدم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/رفتی بر غیر و ترک ما کردی