صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۴۰۱ تا #۳۳٬۴۵۰.
- عطار (غزلیات)/دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
- عطار (غزلیات)/دردا که ز یک همدم آثار نمیبینم
- عطار (غزلیات)/دردی است درین دلم نهانی
- عطار (غزلیات)/درکش سر زلف دلستانش
- عطار (غزلیات)/دریاب که رخت برنهادم
- عطار (غزلیات)/دریغا کانچه جستم آن ندیدم
- عطار (غزلیات)/درین نشیمن خاکی بدین صفت که منم
- عطار (غزلیات)/دست با تو در کمر خواهیم کرد
- عطار (غزلیات)/دست در دامن جان خواهم زد
- عطار (غزلیات)/دست در عشقت ز جان افشاندهایم
- عطار (غزلیات)/دست می ندهد که بی تو دم زنم
- عطار (غزلیات)/دست نمیدهد مرا بی تو نفس زدن دمی
- عطار (غزلیات)/دستم نرسد به زلف چون شستش
- عطار (غزلیات)/دل برای تو ز جان برخیزد
- عطار (غزلیات)/دل به امید وصل تو باد به دست میرود
- عطار (غزلیات)/دل به سودای تو جان در بازد
- عطار (غزلیات)/دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
- عطار (غزلیات)/دل خون شد از توام خبر نیست
- عطار (غزلیات)/دل درد تو یادگار دارد
- عطار (غزلیات)/دل دست به کافری بر آورد
- عطار (غزلیات)/دل رفت وز جان خبر ندارم
- عطار (غزلیات)/دل ز جان برگیر تا راهت دهند
- عطار (غزلیات)/دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم
- عطار (غزلیات)/دل ز عشق تو خون توان کردن
- عطار (غزلیات)/دل ز عشقت بی خبر شد چون کنم
- عطار (غزلیات)/دل ز میان جان و دل قصد هوات میکند
- عطار (غزلیات)/دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد
- عطار (غزلیات)/دل ندارم، صبر بی دل چون کنم
- عطار (غزلیات)/دل نظر بر روی آن شمع جهان میافکند
- عطار (غزلیات)/دل و جانم ببرد جان و دلم
- عطار (غزلیات)/دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید
- عطار (غزلیات)/دل کمال از لعل میگون تو یافت
- عطار (غزلیات)/دلا در راه حق گیر آشنایی
- عطار (غزلیات)/دلا در سر عشق از سر میندیش
- عطار (غزلیات)/دلا دیدی که جانانم نیامد
- عطار (غزلیات)/دلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی تو
- عطار (غزلیات)/دلبرم در حسن طاق افتاده است
- عطار (غزلیات)/دلبرم رخ گشاده میآید
- عطار (غزلیات)/دلم بی عشق تو یک دم نماند
- عطار (غزلیات)/دلم در عشق تو جان برنتابد
- عطار (غزلیات)/دلم دردی که دارد با که گوید
- عطار (غزلیات)/دلم قوت کار میبرنتابد
- عطار (غزلیات)/دلی کامد ز عشق دوست در جوش
- عطار (غزلیات)/دلی کز عشق او دیوانه گردد
- عطار (غزلیات)/دلی کز عشق تو جان برفشاند
- عطار (غزلیات)/دلی کز عشق جانان جان ندارد
- عطار (غزلیات)/دلی کز عشق جانان دردمند است
- عطار (غزلیات)/دم عیسی است که با باد سحر میگذرد
- عطار (غزلیات)/دم مزن گر همدمی میبایدت
- عطار (غزلیات)/دو جهان بیتوام نمیباید