عطار (غزلیات)/دل ز میان جان و دل قصد هوات میکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (دل ز میان جان و دل قصد هوات میکند) از عطار |
' |
| دل ز میان جان و دل قصد هوات میکند | جان به امید وصل تو عزم وفات میکند | |
| گرچه ندید جان و دل از تو وفا به هیچ روی | بر سر صد هزار غم یاد جفات میکند | |
| مینکند به صد قران ترک کلاهدار چرخ | آنچه میان عاشقان بند قبات میکند | |
| خسرو یک سواره را بر رخ نطع نیلگون | لعل تو طرح مینهد روی تو مات میکند | |
| جان و دلم به دلبری زیر و زبر همی کنی | وین تو نمیکنی بتا زلف دوتات میکند | |
| خود تو چه آفتی که چرخ از پی گوشمال من | هر نفسی به داوری بر سر مات میکند | |
| گرچه فرید، از جفا مینکند سزای تو | خط تو خود به دست خود با تو سزات میکند |