عطار (غزلیات)/دل به امید وصل تو باد به دست میرود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (دل به امید وصل تو باد به دست میرود) از عطار |
' |
| دل به امید وصل تو باد به دست میرود | جان ز شراب شوق تو بادهپرست میرود | |
| از می عشق جان ما یافت ز دور شمهای | زیر زمین به بوی آن با دل مست میرود | |
| از می عشق ریختن بر دل آدم اندکی | از دل او به هر دلی دست به دست میرود | |
| رخ بنمای گه گهی کز پی آرزوی تو | بر دل و جان عاشقان سخت شکست میرود | |
| در ره تو رونده را در قدم نخستمین | نیست به نیست میفتد هست به هست میرود | |
| بالغ راه کی شوی چون ندهی به دوست جان | گرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت میرود | |
| گم شدهای فرید تو بازکش این زمان عنان | کافر چرخ ازین سخن سر زده پست میرود |