صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۳۰۱ تا #۳۰٬۳۵۰.

  1. سعدی (غزلیات)/خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیی
  2. سعدی (غزلیات)/خسرو آنست که در صحبت او شیرینیست
  3. سعدی (غزلیات)/خطا کردی به قول دشمنان گوش
  4. سعدی (غزلیات)/خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
  5. سعدی (غزلیات)/خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
  6. سعدی (غزلیات)/خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن
  7. سعدی (غزلیات)/خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
  8. سعدی (غزلیات)/خلاف شرط محبت چه مصلحت دیدی
  9. سعدی (غزلیات)/خنک آن روز که در پای تو جان اندازم
  10. سعدی (غزلیات)/خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد
  11. سعدی (غزلیات)/خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
  12. سعدی (غزلیات)/خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
  13. سعدی (غزلیات)/خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست
  14. سعدی (غزلیات)/خوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری
  15. سعدی (غزلیات)/خوش می‌رود این پسر که برخاست
  16. سعدی (غزلیات)/خوش می‌روی به تنها تن‌ها فدای جانت
  17. سعدی (غزلیات)/خوشا و خرما وقت حبیبان
  18. سعدی (غزلیات)/خوشست درد که باشد امید درمانش
  19. سعدی (غزلیات)/خیال روی توام دوش در نظر می‌گشت
  20. سعدی (غزلیات)/دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری
  21. سعدی (غزلیات)/دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
  22. سعدی (غزلیات)/در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
  23. سعدی (غزلیات)/در من این عیب قدیمست و به در می‌نرود
  24. سعدی (غزلیات)/در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
  25. سعدی (غزلیات)/در وصف نیاید که چه شیرین دهنست آن
  26. سعدی (غزلیات)/در پای تو افتادن شایسته دمی باشد
  27. سعدی (غزلیات)/درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
  28. سعدی (غزلیات)/دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
  29. سعدی (غزلیات)/دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی
  30. سعدی (غزلیات)/دست با سرو روان چون نرسد در گردن
  31. سعدی (غزلیات)/دست به جان نمی‌رسد تا به تو برفشانمش
  32. سعدی (غزلیات)/دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
  33. سعدی (غزلیات)/دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
  34. سعدی (غزلیات)/دل نماندست که گوی خم چوگان تو نیست
  35. سعدی (غزلیات)/دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
  36. سعدی (غزلیات)/دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
  37. سعدی (غزلیات)/دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
  38. سعدی (غزلیات)/دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
  39. سعدی (غزلیات)/دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینم
  40. سعدی (غزلیات)/دلم خیال تو را ره نمای می‌داند
  41. سعدی (غزلیات)/دلم دل از هوس یار بر نمی‌گیرد
  42. سعدی (غزلیات)/دلی که دید که غایب شدست از این درویش
  43. سعدی (غزلیات)/دلی که دید که پیرامن خطر می‌گشت
  44. سعدی (غزلیات)/دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست
  45. سعدی (غزلیات)/دو هفته می‌گذرد کان مه دوهفته ندیدم
  46. سعدی (غزلیات)/دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری
  47. سعدی (غزلیات)/دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
  48. سعدی (غزلیات)/دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
  49. سعدی (غزلیات)/دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
  50. سعدی (غزلیات)/دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را