صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۳۰۱ تا #۳۰٬۳۵۰.
- سعدی (غزلیات)/حدیث عشق به طومار در نمیگنجد
- سعدی (غزلیات)/حدیث یا شکرست آن که در دهان داری
- سعدی (غزلیات)/حسن تو دایم بدین قرار نماند
- سعدی (غزلیات)/حناست آن که ناخن دلبند رشتهای
- سعدی (غزلیات)/حکایت از لب شیرین دهان سیم اندام
- سعدی (غزلیات)/خانه صاحب نظران میبری
- سعدی (غزلیات)/خبر از عیش ندارد که ندارد یاری
- سعدی (غزلیات)/خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
- سعدی (غزلیات)/خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
- سعدی (غزلیات)/خجلست سرو بستان بر قامت بلندش
- سعدی (غزلیات)/خرامان از درم بازآ کت از جان آرزومندم
- سعدی (غزلیات)/خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست
- سعدی (غزلیات)/خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیی
- سعدی (غزلیات)/خسرو آنست که در صحبت او شیرینیست
- سعدی (غزلیات)/خطا کردی به قول دشمنان گوش
- سعدی (غزلیات)/خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
- سعدی (غزلیات)/خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
- سعدی (غزلیات)/خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن
- سعدی (غزلیات)/خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
- سعدی (غزلیات)/خلاف شرط محبت چه مصلحت دیدی
- سعدی (غزلیات)/خنک آن روز که در پای تو جان اندازم
- سعدی (غزلیات)/خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد
- سعدی (غزلیات)/خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
- سعدی (غزلیات)/خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
- سعدی (غزلیات)/خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست
- سعدی (غزلیات)/خوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری
- سعدی (غزلیات)/خوش میرود این پسر که برخاست
- سعدی (غزلیات)/خوش میروی به تنها تنها فدای جانت
- سعدی (غزلیات)/خوشا و خرما وقت حبیبان
- سعدی (غزلیات)/خوشست درد که باشد امید درمانش
- سعدی (غزلیات)/خیال روی توام دوش در نظر میگشت
- سعدی (غزلیات)/دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
- سعدی (غزلیات)/دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
- سعدی (غزلیات)/در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
- سعدی (غزلیات)/در من این عیب قدیمست و به در مینرود
- سعدی (غزلیات)/در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
- سعدی (غزلیات)/در وصف نیاید که چه شیرین دهنست آن
- سعدی (غزلیات)/در پای تو افتادن شایسته دمی باشد
- سعدی (غزلیات)/درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
- سعدی (غزلیات)/دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
- سعدی (غزلیات)/دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
- سعدی (غزلیات)/دست با سرو روان چون نرسد در گردن
- سعدی (غزلیات)/دست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمش
- سعدی (غزلیات)/دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
- سعدی (غزلیات)/دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
- سعدی (غزلیات)/دل نماندست که گوی خم چوگان تو نیست
- سعدی (غزلیات)/دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
- سعدی (غزلیات)/دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
- سعدی (غزلیات)/دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
- سعدی (غزلیات)/دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت