سعدی (غزلیات)/دلم خیال تو را ره نمای میداند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (دلم خیال تو را ره نمای میداند) از سعدی |
' |
| دلم خیال تو را ره نمای میداند | جز این طریق ندانم خدای میداند | |
| ز درد روبه عشقت چو شیر مینالم | اگر چه همچو سگم هرزه لای میداند | |
| ز فرقت تو نمیدانم ایچ لذت عمر | به چشمهای کش دلربای میداند | |
| بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفت | کجا رود که هم آن جای جای میداند | |
| به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی | که چاره در غم تو های های میداند |