صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۶۵۱ تا #۲٬۷۰۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/سوز تو شبی بسازم آورد
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/سوگند من شکستی، عهدم به باد دادی
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شاد گردم که هر به ایامی
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شاهد من در جهان نظیر ندارد
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب دوشینه در سودای او خفتم
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکان
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب می‌بینم اندر خواب و می‌گویم: وصالست این
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شبم ز شهر برون برد و راه خانه نمود
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شهر بگرفت آن کمان ابرو به بالای چو تیر
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/شیرین‌تر از دلدار من دلدار نتوان یافتن
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صاحب روی خوب و زلف دراز
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صبح دمی که گرد رخ زلف شکسته خم زنی
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صد بار ز مهرت ار بمیرم
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صفات قلندر نشان برنگیرد
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/صورت او را ز معنی آشنایی با دلست
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/طراوت رخت آب سمن تمام ببرد
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عارت آمد که دمی قصه‌ی ما گوش کنی؟
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عارف چو بحر باید: لب خشک و رخ گشاده
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عالمی را به فراق رخ خود می‌سوزی
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عرق چو از رخت، ای سرو دلستان، بچکد
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق را فرسوده‌ای باید چو من
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق را پا و سر پدید نشد
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق روی تو نه در خورد دل خام منست
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق همان به که به زاری بود
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشق و درویشی و تنهایی و درد
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عقل صوفی را مهار اندر کشیم
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/عمر به پایان رسید، راه به پایان نرفت