اوحدی مراغهای (غزلیات)/عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست) از اوحدی مراغهای |
' |
| عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست | وین نداند، مگر آن دل که درو آگاهیست | |
| آن شناسد که: چه بر یوسف مسکین آمد | از غم روی زلیخا؟ که چو یوسف چاهیست | |
| دست کوته مکن از باده و باقی مگذار | چیزی از عشق، که در روز بقا کوتاهیست | |
| دلم از هر دو جهان روی تو میخواهد و این | چون ببینی تو، هم از غایت نیکو خواهیست | |
| تا تو آهو بره را سر به کمند آوردیم | پیش ما شیر فلک را هوس روباهیست | |
| مطرب، امشب همه آوازهی خرگاهی زن | اندرین خیمه، که معشوقهی ما خرگاهیست | |
| فتنهی روی خود، ای ماه و دل سوختگان | ز اوحدی پرس، که در شست تو همچون ماهیست |