صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۱٬۳۵۱ تا #۱۱٬۴۰۰.
- دیوان شمس/گران جانی مکن ای یار برگو
- دیوان شمس/گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
- دیوان شمس/گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد
- دیوان شمس/گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار
- دیوان شمس/گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
- دیوان شمس/گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
- دیوان شمس/گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
- دیوان شمس/گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
- دیوان شمس/گرمابه دهر جان فزا بود
- دیوان شمس/گرمی مجوی الا از سوزش درونی
- دیوان شمس/گستاخ مکن تو ناکسان را
- دیوان شمس/گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
- دیوان شمس/گشتهست طپان جانم ای جان و جهان برگو
- دیوان شمس/گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
- دیوان شمس/گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
- دیوان شمس/گفت مرا آن طبیب رو ترشی خوردهای
- دیوان شمس/گفت کسی خواجه سنایی بمرد
- دیوان شمس/گفت کسی خواجه سنایی بمرد 1
- دیوان شمس/گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
- دیوان شمس/گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
- دیوان شمس/گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
- دیوان شمس/گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
- دیوان شمس/گفتم که ای جان خود جان چه باشد
- دیوان شمس/گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
- دیوان شمس/گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
- دیوان شمس/گفتهای من یار دیگر می کنم
- دیوان شمس/گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
- دیوان شمس/گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
- دیوان شمس/گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
- دیوان شمس/گفتی که زیان کنی زیان گیر
- دیوان شمس/گفتی که گزیدهای تو بر ما
- دیوان شمس/گل خندان که نخندد چه کند
- دیوان شمس/گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
- دیوان شمس/گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
- دیوان شمس/گل گفت مرا نرمی از خار چه میجویی
- دیوان شمس/گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
- دیوان شمس/گم شدن در گم شدن دین منست
- دیوان شمس/گه چرخ زنان همچون فلکم
- دیوان شمس/گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
- دیوان شمس/گهی در گیرم و گه بام گیرم
- دیوان شمس/گهی پردهسوزی، گهی پردهداری
- دیوان شمس/گوش من منتظر پیام تو را
- دیوان شمس/گوید آن دلبر که چون همدل شدی
- دیوان شمس/گویم سخن شکرنباتت
- دیوان شمس/گویم سخن لب تو یا نی
- دیوان شمس/گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
- دیوان شمس/گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
- دیوان شمس/گیرم که بود میر تو را زر به خروار
- دیوان شمس/گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
- دیوان شمس/یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال