دیوان شمس/گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (گر یک سر موی از رخ تو روی نماید) از مولوی |
' |
| گر یک سر موی از رخ تو روی نماید | بر روی زمین خرقه و زنار نماند | |
| آن را که دمی روی نمایی ز دو عالم | آن سوخته را جز غم تو کار نماند | |
| گر برفکنی پرده از آن چهره زیبا | از چهره خورشید و مه آثار نماند | |
| در خواب کنی سوختگان را ز می عشق | تا جز تو کسی محرم اسرار نماند |