صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۰۰۱ تا #۹٬۰۵۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/زینسان که تند می‌گذرد خوشخرام من
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/سحر کجاست که فراش جلوگاه توام
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/سد حر جان ز پی یکه سواری رسید
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/سد خانه‌ی دین سوخت به هر رهگذر از تو
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/سد دشنه بر دل می‌خورم و ز خویش پنهان می‌کنم
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگز
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کرده‌ای
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/طراز سبزه‌ی بر گلشن عذار خوش است
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/طی زمان کن ای فلک ، مژده‌ی وصل یار را
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/عشق کو تا شحنه‌ی حسرت به زندانم کشد
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/غمزه‌ی او حر فتنه به هر جا ببرد
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/قصه‌ی می خوردن شبها و گشت ماهتاب
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/قلب سپه ماست به یک حمله شکسته
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ