صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۰۰۱ تا #۹٬۰۵۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
- وحشی بافقی (غزلیات)/زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
- وحشی بافقی (غزلیات)/ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
- وحشی بافقی (غزلیات)/سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی
- وحشی بافقی (غزلیات)/سحر کجاست که فراش جلوگاه توام
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد حر جان ز پی یکه سواری رسید
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد خانهی دین سوخت به هر رهگذر از تو
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد دشنه بر دل میخورم و ز خویش پنهان میکنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
- وحشی بافقی (غزلیات)/شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد بیحساب کشور جانها خراب از او
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
- وحشی بافقی (غزلیات)/شدهام سگ غزالی که نگشته رام هرگز
- وحشی بافقی (غزلیات)/شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس
- وحشی بافقی (غزلیات)/شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف
- وحشی بافقی (غزلیات)/شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
- وحشی بافقی (غزلیات)/شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
- وحشی بافقی (غزلیات)/شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای
- وحشی بافقی (غزلیات)/شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
- وحشی بافقی (غزلیات)/صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
- وحشی بافقی (غزلیات)/صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/طراز سبزهی بر گلشن عذار خوش است
- وحشی بافقی (غزلیات)/طی زمان کن ای فلک ، مژدهی وصل یار را
- وحشی بافقی (غزلیات)/عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/عتاب اگر چه همان در مقام خونریز است
- وحشی بافقی (غزلیات)/عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را
- وحشی بافقی (غزلیات)/عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور
- وحشی بافقی (غزلیات)/عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مردهایم
- وحشی بافقی (غزلیات)/عشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باش
- وحشی بافقی (غزلیات)/عشق کو تا شحنهی حسرت به زندانم کشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفتهاند
- وحشی بافقی (غزلیات)/عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
- وحشی بافقی (غزلیات)/غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/غمزهی او حر فتنه به هر جا ببرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
- وحشی بافقی (غزلیات)/قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/قصهی می خوردن شبها و گشت ماهتاب
- وحشی بافقی (غزلیات)/قلب سپه ماست به یک حمله شکسته
- وحشی بافقی (غزلیات)/قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ