وحشی بافقی (غزلیات)/شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود) از وحشی بافقی |
' |
| شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود | اینقدر نیز نباید که کسی خوب شود | |
| در زمینی که به این کوکبه شاهی گذرد | سر بسیار گدایان که لگد کوب شود | |
| نشود هیچ کم از کوکبهی شاهی حسن | یوسف ار ملتفت سجدهی یعقوب شود | |
| خاک بادا به سر آن مژهی گرد آلود | کش در آن کو نپسندند که جاروب شود | |
| طلبش گر بکشند نیز مبارک طلبیست | طالبی را که کسی مثل تو مطلوب شود | |
| من خود این مطلب عالی ز خدا میطلبم | زین چه خوشتر که محب کشتهی محبوب شود | |
| برو ای وحشی و بگذار صف آرایی صبر | شوق لشکر شکنی نیست که مغلوب شود |