وحشی بافقی (غزلیات)/صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده) از وحشی بافقی |
' |
| صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده | بنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده | |
| نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعی | مرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده | |
| تا گرم گردد هر زمان هنگامهای در کوی تو | طفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده | |
| با لاابالی مشربان خوشبر سر میدان درآ | دستار را آشفته کن تابی بر آن رندانه ده | |
| گر پیش او گشتی خجل سهل است این خفت بکش | وحشی شکایت تا به کی تخفیف این افسانه ده |