صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۱۰۱ تا #۷٬۱۵۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دور از تو خاک ره ز جنون میکنم به سر
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش گر بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی باز جرعه نوش ز جام که بوده
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دی صبح دم که عارض او بینقاب بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دیدهام مست و سرانداز و غزل خوان برهی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
- محتشم کاشانی (غزلیات)/دیگر که هوای گل خود روی تو دارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رخت را آفتاب سایهگستر میتوان گفتن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رسید باز طپاننده کبوتر دل
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رندان که نقد جان به می ناب میدهند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روزگاری که رخت قبلهی جان بود مرا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روزی که گشت بر همهی عالم نماز فرض
- محتشم کاشانی (غزلیات)/روی تو که اختر زمین است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/رویت که هست صورت چین شرمسار از آن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز آب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز اشک سرخ برای نزول جانانی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز تب نالان شدی جانان عاشق
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید