محتشم کاشانی (غزلیات)/دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز) از محتشم کاشانی |
' |
| دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز | نیم شب آمد برون چون افتاب نیم روز | |
| همرهش فوجی ز میخواران پر ظرف از شراب | واقف از جمعی ز آگاهان آگاه از رموز | |
| پیش پیش لشگر حسنش پس از صد دور باش | در کمانها تیرهای دل شکاف سینه سوز | |
| پیش روی تابناکش کوههای عقل و صبر | در گداز از بیثباتیها چو برف اندر تموز | |
| چون به راه آثار من ناگه نمود از دود آه | پیش چشم نیم بازش چون گیاه نیمسوز | |
| دست مخمورانهای از ناز بردوشم فکند | کامشب از دهشت به دست رعشه دوشم هنوز | |
| محتشم فریاد کز جام غرور آن ترک مست | غافل است از فتنه زاییهای این چرخ عجوز |