محتشم کاشانی (غزلیات)/روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد) از محتشم کاشانی |
' |
| روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد | دردمندان فراموش کرده را میدار یاد | |
| بیتکلف خوش طبیب مشفقی کز درد تو | مردم و هرگز نکردی از من بیمار یاد | |
| گردد از قحط طراوت چون گلت بیآب و رنگ | خواهی آوردن بسی زین دیدهی خونبار یاد | |
| من که دایم سر گران بودن ز لطف اندکت | این زمان زان لطف اندک میکنم بسیار یاد | |
| یاد میکردم ز سال پیش یاد از قید عشق | فارغم امسال اما میکنم از یار یاد | |
| با وجود رستگاری در صف زنهاریان | میکنم صد ره دمی زان تیغ با زنهار یاد | |
| کی جدایی زان فراموشکار کردی محتشم | گر گمان بردی که خواهد کردش این مقدار یاد |