محتشم کاشانی (غزلیات)/ز اشک سرخ برای نزول جانانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ز اشک سرخ برای نزول جانانی) از محتشم کاشانی |
' |
| ز اشک سرخ برای نزول جانانی | شدست خانهی چشمم نقش ایوانی | |
| مباش این همه ای گنج حسن در دل غیر | بیا که هست مرا نیز کنج ویرانی | |
| به لاله زار دل داغدار من بگذر | که دهر یاد ندارد چنین گلستان | |
| چه شد که گر از بیتکلفی یک بار | شود مقام گدا تکیهگاه سلطانی | |
| به نیم جان که دلم راست شاه من چه عجب | گر انفعال کشد پیش چون تو مهمانی | |
| به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل | که سازیش تو معطر به گرد دامانی | |
| درآ ز در ای جان که محتشم بیتوست | مثال صورت دیوار و جسم بیجانی |