محتشم کاشانی (غزلیات)/ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من) از محتشم کاشانی |
' |
| ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من | چو ریگ از هم بپاشد کوه اگر باشد به جای من | |
| به قدر عشق اگر در حشر یابد مرتبت عاشق | بود بر دوش مجنون در صف محشر لوای من | |
| شود مجنون ز لیلی منفعل فرهاد از شیرین | چو با مهر تو سنجد داور محشر وفای من | |
| شود دوزخ سراسر حرف من گر عشق خوبان را | گنه داند خدا وانگه به فعل آرد جزای من | |
| اگر در وادی وصلش بنودی یک جهان درمان | مرا تنها جهانی درد کی دادی خدای من | |
| ز بس کز عاشقی پا در کلم ممکن نمیدانم | که بیرون آید از گل روز محشر نیز پای من | |
| زهر چشمی شود صد چشمه خون محتشم جاری | چو افتد در میان روز قیامت ماجرای من |