محتشم کاشانی (غزلیات)/ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش) از محتشم کاشانی |
' |
| ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش | لب از شراب در آتش گل از عرق در جوش | |
| خمار رفته ز سر تازه نشاء از می تلخ | اثر ز تلخی می در لبان شهدفروش | |
| چو شاخ گل شده کج در میان خانه زین | اتاغه از سر دستار میل سر دوش | |
| ز رخش راندنش از ناز در نشیب و فراز | زمین ز شوق به افغان و آسمان به خروش | |
| نموده دوش بدوش ابروان خم به خمش | به زور غمزهی کمانها کشیده تا سردوش | |
| سرشک کرده هم آغوش کامکاران را | قبای ترک که تنگش کشیده در آغوش | |
| لباس بزم به برآمد آن چنان که مگر | رود جریده زند برهزار جوشن پوش | |
| ز حالت مژه آن عقل مات مانده که چون | یکی شراب خورد دیگری رود از هوش | |
| ستاده محتشم از دور بهر عرض نیاز | لب از اشاره به جنبش زبان عرض خموش |