صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۸۰۱ تا #۶٬۸۵۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه بویست که از باد صبا میشنوم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه نامهست که از کشور یار آوردند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اینجا نماز زندهدلان جز نیاز نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از شرمت خوی از رخسارهی خور میچکد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه عنبر ز سر زلف تو دارد بوئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه لبت آب شکر ریختست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه گوئی کز چه رو سر گشته میکردی چو گوی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با تو نقشی که در تصور ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با منت کینه و با جمله صفاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بادهی گلگون مرا و طلعت سلمی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز برافراختیم رایت سلطان عشق
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز عزم شراب خواهم کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز هر چند که در دست شهان دارد جای
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز هشیار برون رفته و مست آمدهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باغبان گو برو باد مپیما کز گل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بتی که طره او مجمع پریشانیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بحز از کمر ندیدم سر موئی از میانت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بخوبی چو یار من نباشد یاری
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بدایت غم عشاق را نهایت نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بده آن راح روان پرور ریحانی را
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بدینسان که از ما جهانی جهانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بر اشکم کهربا آبیست روشن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بر سر کوی تو اندیشهی جان نتوان کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برآمد ماهم از میدان سواره
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برافکن سایبان ظلمت از نور
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برخیز که بنشیند فریاد ز هر سوئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برسر کوی عشق بازاریست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب