خواجوی کرمانی (غزلیات)/بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص) از خواجوی کرمانی |
' |
| بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص | مایهی روح فزایی بود از روی خواص | |
| دوستان شمع شبستان و پریوش ساقی | ماه خوش نغمه نواساز و حریفان رقاص | |
| عقل را ره نبود بر در خلوتگه عشق | عام را بار نباشد به سراپرده خاص | |
| ای بسا در گرانمایه که آید به کنار | تا درین بحر بود مردم چشمم غواص | |
| آخر ای فاتحهی صبح به اخلاص بدم | که خلاص از شب هجران نبود بی اخلاص | |
| وحشی از قید تو نگریزد ارش تیغ زنی | که گرفتار کمندت نکند یاد خلاص | |
| خالص آید چو زر از روی حقیقت خواجو | گرتو در بوته عشقش بگدازی چو رصاص |