خواجوی کرمانی (غزلیات)/بدایت غم عشاق را نهایت نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (بدایت غم عشاق را نهایت نیست) از خواجوی کرمانی |
' |
| بدایت غم عشاق را نهایت نیست | نهایت ره مشتاقرا بدایت نیست | |
| سخن بگوی که پیش لب شکر بارت | حدیث شکر شیرین بجز حکایت نیست | |
| بسی شکایتم از فرقت تو در جانست | وگرنه از غم عشقت مرا شکایت نیست | |
| گرم بتیغ جفا میکشی حیات منست | چرا که قصد حبیبان بجز عنایت نیست | |
| چنین شنیدهام از راویان آیت عشق | که در قرائت دلدادگان روایت نیست | |
| کدام رند خرابات دیدهئی کو را | هزار زاهد صد ساله در حمایت نیست | |
| مباش منکر احوال عاشقان خواجو | که قطع بادیهی عشق بی هدایت نیست |