صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۳۰۱ تا #۶٬۳۵۰.

  1. خاقانی (قصاید)/داد مرا روزگار مالش دست جفا
  2. خاقانی (قصاید)/در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
  3. خاقانی (قصاید)/در این دامگاه ارچه همدم ندارم
  4. خاقانی (قصاید)/در این منزل اهل وفائی نیابی
  5. خاقانی (قصاید)/در جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
  6. خاقانی (قصاید)/در ساخت زمانه ز راحت نشان مخواه
  7. خاقانی (قصاید)/در پرده‌ی دل آمد دامن کشان خیالش
  8. خاقانی (قصاید)/در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته
  9. خاقانی (قصاید)/در کفم نیست آنچه می‌باید
  10. خاقانی (قصاید)/دردا که دل نماند و بر او نام درد ماند
  11. خاقانی (قصاید)/دست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد
  12. خاقانی (قصاید)/دست صبا برفروخت مشعله‌ی نوبهار
  13. خاقانی (قصاید)/دشت موقف را لباس از جوهر جان دیده‌اند
  14. خاقانی (قصاید)/دل به سودای تو سر اندازد
  15. خاقانی (قصاید)/دل روی مراد از آن ندیده است
  16. خاقانی (قصاید)/دل ز راحت نشان نخواهد داد
  17. خاقانی (قصاید)/دل صید زلف اوست به خون در نکوتر است
  18. خاقانی (قصاید)/دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش
  19. خاقانی (قصاید)/دلسوز ما که آتش گویاست قند او
  20. خاقانی (قصاید)/دلنواز من بیمار شمائید همه
  21. خاقانی (قصاید)/دل‌های ما قرارگه درد کرده‌اند
  22. خاقانی (قصاید)/دهر سیه کاسه‌ای است ما همه مهمان او
  23. خاقانی (قصاید)/دور فلک ده جام را از نور عذرا داشته
  24. خاقانی (قصاید)/دوش بر گردون رنگی دگر آمیخته‌اند
  25. خاقانی (قصاید)/دوش برون شد ز دلو یوسف زرین نقاب
  26. خاقانی (قصاید)/دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
  27. خاقانی (قصاید)/دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
  28. خاقانی (قصاید)/دوش که صبح چاک زد صدره‌ی چرخ عنبری
  29. خاقانی (قصاید)/دیده بانان این کبود حصار
  30. خاقانی (قصاید)/دیر خبر یافتی که یار تو گم شد
  31. خاقانی (قصاید)/راحت از راه دل چنان برخاست
  32. خاقانی (قصاید)/راز دلم جور روزگار برافکند
  33. خاقانی (قصاید)/راه نفسم بستهشد از آه جگر تاب
  34. خاقانی (قصاید)/رخسار صبح را نگر از برقع زرش
  35. خاقانی (قصاید)/رخش به هرا بتاخت بر سر صبح آفتاب
  36. خاقانی (قصاید)/رستم و بهرام را بهم چه مصاف است
  37. خاقانی (قصاید)/رهروم مقصد امکان به خراسان یابم
  38. خاقانی (قصاید)/روزم فرو شد از غم، هم غم‌خواری ندارم
  39. خاقانی (قصاید)/ز عدل شاه که زد پنج نوبه در آفاق
  40. خاقانی (قصاید)/زد نفس سر به مهر صبح ملمع نقاب
  41. خاقانی (قصاید)/زین بیش آبروی نریزم برای نان
  42. خاقانی (قصاید)/سر تابوت مرا باز گشائید همه
  43. خاقانی (قصاید)/سر حد بادیه است روان پاش بر سرش
  44. خاقانی (قصاید)/سر چه سنجد که هوش می بشود
  45. خاقانی (قصاید)/سر چه سنجد که هوش می‌بشود
  46. خاقانی (قصاید)/سرورانی که مرا تاج سرند
  47. خاقانی (قصاید)/سریر فقر تو را سرکشد به تاج رضا
  48. خاقانی (قصاید)/سلسله‌ی ابر گشت زلف زره سان او
  49. خاقانی (قصاید)/سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن
  50. خاقانی (قصاید)/شاعر ساحر منم اندر جهان