صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۱۰۱ تا #۶٬۱۵۰.

  1. خاقانی (غزلیات)/لب جانان دوای جان بخشد
  2. خاقانی (غزلیات)/لعل او بازار جان خواهد شکست
  3. خاقانی (غزلیات)/لعلت اندر سخن شکر خاید
  4. خاقانی (غزلیات)/ما از عراق جان غم آلود می‌بریم
  5. خاقانی (غزلیات)/ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
  6. خاقانی (غزلیات)/ما به غم خو کرده‌ایم ای دوست ما را غم فرست
  7. خاقانی (غزلیات)/ما دل به دست مهر تو زان باز داده‌ایم
  8. خاقانی (غزلیات)/ما پیشکش تو جان فرستیم
  9. خاقانی (غزلیات)/ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
  10. خاقانی (غزلیات)/ماه نو و صبح بین پیاله و باده
  11. خاقانی (غزلیات)/ماهی که مه از قفای او بینی
  12. خاقانی (غزلیات)/مرا تا جان بود جانان تو باشی
  13. خاقانی (غزلیات)/مرا دانه‌ی دل بر آتش فتاده است
  14. خاقانی (غزلیات)/مرا روزی نپرسی کخر ای غم‌خوار من چونی
  15. خاقانی (غزلیات)/مرا غم تو به خمار خانه باز آورد
  16. خاقانی (غزلیات)/مرا وصلت به جانی برنیاید
  17. خاقانی (غزلیات)/مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
  18. خاقانی (غزلیات)/مرد که با عشق دست در کمر آید
  19. خاقانی (غزلیات)/مست تمام آمده است بر در من نیم شب
  20. خاقانی (غزلیات)/من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
  21. خاقانی (غزلیات)/من ندانستم که عشق این رنگ داشت
  22. خاقانی (غزلیات)/منم آن کز طرب غمین باشم
  23. خاقانی (غزلیات)/مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  24. خاقانی (غزلیات)/مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
  25. خاقانی (غزلیات)/مکن کز چشم من بر خاک سیل آتشین خیزد
  26. خاقانی (غزلیات)/می وقت صبوح راوقی باید
  27. خاقانی (غزلیات)/می‌خور که جهان حریف جوی است
  28. خاقانی (غزلیات)/ناز جنگ‌آمیز جانان برنتابد هر دلی
  29. خاقانی (غزلیات)/نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم
  30. خاقانی (غزلیات)/نام تو چون بر زبان می‌آیدم
  31. خاقانی (غزلیات)/نزل عشقت جان شیرین آورم
  32. خاقانی (غزلیات)/نقش تو خیال برنتابد
  33. خاقانی (غزلیات)/نماند اهل رنگی که من داشتم
  34. خاقانی (غزلیات)/نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
  35. خاقانی (غزلیات)/نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می‌پوشد
  36. خاقانی (غزلیات)/نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
  37. خاقانی (غزلیات)/نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
  38. خاقانی (غزلیات)/هدیه‌ی پای تو زر بایستی
  39. خاقانی (غزلیات)/هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
  40. خاقانی (غزلیات)/هر دل که غم تو داغ کردش
  41. خاقانی (غزلیات)/هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
  42. خاقانی (غزلیات)/هر زمان بر جان من باری نهی
  43. خاقانی (غزلیات)/هر زمانی بر دلم باری رسد
  44. خاقانی (غزلیات)/هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
  45. خاقانی (غزلیات)/هر که در عاشقی قدم نزده است
  46. خاقانی (غزلیات)/هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری
  47. خاقانی (غزلیات)/هست به دور تو عقل نام شکسته
  48. خاقانی (غزلیات)/وصل تو به وهم در نمی‌آید
  49. خاقانی (غزلیات)/پای گریز نیست که گردون کمان‌کش است
  50. خاقانی (غزلیات)/پرده‌ی نو ساخت عشق، زخمه‌ی نو در فزود