صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۱۰۱ تا #۶٬۱۵۰.
- خاقانی (غزلیات)/لب جانان دوای جان بخشد
- خاقانی (غزلیات)/لعل او بازار جان خواهد شکست
- خاقانی (غزلیات)/لعلت اندر سخن شکر خاید
- خاقانی (غزلیات)/ما از عراق جان غم آلود میبریم
- خاقانی (غزلیات)/ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
- خاقانی (غزلیات)/ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرست
- خاقانی (غزلیات)/ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
- خاقانی (غزلیات)/ما پیشکش تو جان فرستیم
- خاقانی (غزلیات)/ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
- خاقانی (غزلیات)/ماه نو و صبح بین پیاله و باده
- خاقانی (غزلیات)/ماهی که مه از قفای او بینی
- خاقانی (غزلیات)/مرا تا جان بود جانان تو باشی
- خاقانی (غزلیات)/مرا دانهی دل بر آتش فتاده است
- خاقانی (غزلیات)/مرا روزی نپرسی کخر ای غمخوار من چونی
- خاقانی (غزلیات)/مرا غم تو به خمار خانه باز آورد
- خاقانی (غزلیات)/مرا وصلت به جانی برنیاید
- خاقانی (غزلیات)/مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
- خاقانی (غزلیات)/مرد که با عشق دست در کمر آید
- خاقانی (غزلیات)/مست تمام آمده است بر در من نیم شب
- خاقانی (غزلیات)/من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
- خاقانی (غزلیات)/من ندانستم که عشق این رنگ داشت
- خاقانی (غزلیات)/منم آن کز طرب غمین باشم
- خاقانی (غزلیات)/مه نجویم، مه مرا روی تو بس
- خاقانی (غزلیات)/مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
- خاقانی (غزلیات)/مکن کز چشم من بر خاک سیل آتشین خیزد
- خاقانی (غزلیات)/می وقت صبوح راوقی باید
- خاقانی (غزلیات)/میخور که جهان حریف جوی است
- خاقانی (غزلیات)/ناز جنگآمیز جانان برنتابد هر دلی
- خاقانی (غزلیات)/نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم
- خاقانی (غزلیات)/نام تو چون بر زبان میآیدم
- خاقانی (غزلیات)/نزل عشقت جان شیرین آورم
- خاقانی (غزلیات)/نقش تو خیال برنتابد
- خاقانی (غزلیات)/نماند اهل رنگی که من داشتم
- خاقانی (غزلیات)/نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
- خاقانی (غزلیات)/نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
- خاقانی (غزلیات)/نی دست من به شاخ وصال تو بر رسید
- خاقانی (غزلیات)/نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
- خاقانی (غزلیات)/هدیهی پای تو زر بایستی
- خاقانی (غزلیات)/هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
- خاقانی (غزلیات)/هر دل که غم تو داغ کردش
- خاقانی (غزلیات)/هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
- خاقانی (غزلیات)/هر زمان بر جان من باری نهی
- خاقانی (غزلیات)/هر زمانی بر دلم باری رسد
- خاقانی (غزلیات)/هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
- خاقانی (غزلیات)/هر که در عاشقی قدم نزده است
- خاقانی (غزلیات)/هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری
- خاقانی (غزلیات)/هست به دور تو عقل نام شکسته
- خاقانی (غزلیات)/وصل تو به وهم در نمیآید
- خاقانی (غزلیات)/پای گریز نیست که گردون کمانکش است
- خاقانی (غزلیات)/پردهی نو ساخت عشق، زخمهی نو در فزود