خاقانی (غزلیات)/لب جانان دوای جان بخشد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (لب جانان دوای جان بخشد) از خاقانی |
' |
| لب جانان دوای جان بخشد | درد از آن لب ستان که آن بخشد | |
| عشق میگون لبش به می ماند | عقل بستاند ارچه جان بخشد | |
| دیت آن را که سر برد به شکر | هم ز لعل شکرفشان بخشد | |
| عاشق آن نیست کو به بوی وصال | هستی خود به دلستان بخشد | |
| عاشق آن است کو به ترک مراد | هرچه هستی است رایگان بخشد | |
| دو جهان را دو شاخ گل داند | دسته بندد به دلستان بخشد | |
| شه سواری است عشق خاقانی | کز سر مقرعه جهان بخشد |