خاقانی (غزلیات)/ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم) از خاقانی |
' |
| ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم | کاندر طریق عشق تو گرم اوفتادهایم | |
| ما رطلهای درد تو زان در کشیدهایم | کز رمزهای درد تو سری گشادهایم | |
| گفتی که دل بداده و فارغ نشستهای | اینک برای دادن جان ایستادهایم | |
| ما آستین ناز تو از دست کی دهیم | چون دامن نیاز به دست تو دادهایم | |
| تا همقدم شدیم سگ پاسبانت را | از فرق فرقدین قدم برنهادهایم | |
| کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم | مولای کس نهایم که آزاد زادهایم | |
| ما هم به باده همدم خاقانیم و بس | کو راه بادهخانه که جویای بادهایم |