خاقانی (غزلیات)/نام تو چون بر زبان میآیدم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (نام تو چون بر زبان میآیدم) از خاقانی |
' |
| نام تو چون بر زبان میآیدم | آب حیوان در دهان میآیدم | |
| تا لب من خاکبوس کوی توست | هردم از لب بوی جان میآیدم | |
| گر قدم بر آسمانم پیش تو | فرق سر بر آستان میآیدم | |
| تا همایم خواندهای در کام دل | هر نواله استخوان میآیدم | |
| وارهان زین دامگاه غم مرا | کرزوی آشیان میآیدم | |
| مایه عشق توست چون او حاصل است | شاید ار عمری زیان میآیدم | |
| در صف عشاق خاقانی منم | کاسب معنی زیر ران میآیدم |