صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۳۵۱ تا #۵٬۴۰۰.

  1. حافظ (غزلیات)/خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  2. حافظ (غزلیات)/خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
  3. حافظ (غزلیات)/خط عذار یار که بگرفت ماه از او
  4. حافظ (غزلیات)/خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
  5. حافظ (غزلیات)/خم زلف تو دام کفر و دین است
  6. حافظ (غزلیات)/خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
  7. حافظ (غزلیات)/خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه
  8. حافظ (غزلیات)/خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
  9. حافظ (غزلیات)/خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
  10. حافظ (غزلیات)/خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
  11. حافظ (غزلیات)/خوش خبر باشی ای نسیم شمال
  12. حافظ (غزلیات)/خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
  13. حافظ (غزلیات)/خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
  14. حافظ (غزلیات)/خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
  15. حافظ (غزلیات)/خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
  16. حافظ (غزلیات)/خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
  17. حافظ (غزلیات)/خیال روی تو در هر طریق همره ماست
  18. حافظ (غزلیات)/خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
  19. حافظ (غزلیات)/خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
  20. حافظ (غزلیات)/خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
  21. حافظ (غزلیات)/خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  22. حافظ (غزلیات)/خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
  23. حافظ (غزلیات)/دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
  24. حافظ (غزلیات)/دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
  25. حافظ (غزلیات)/دارم امید عاطفتی از جانب دوست
  26. حافظ (غزلیات)/دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده
  27. حافظ (غزلیات)/دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
  28. حافظ (غزلیات)/دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
  29. حافظ (غزلیات)/در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
  30. حافظ (غزلیات)/در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
  31. حافظ (غزلیات)/در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
  32. حافظ (غزلیات)/در خرابات مغان نور خدا می‌بینم
  33. حافظ (غزلیات)/در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
  34. حافظ (غزلیات)/در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
  35. حافظ (غزلیات)/در سرای مغان رفته بود و آب زده
  36. حافظ (غزلیات)/در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
  37. حافظ (غزلیات)/در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند
  38. حافظ (غزلیات)/در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
  39. حافظ (غزلیات)/در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
  40. حافظ (غزلیات)/در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
  41. حافظ (غزلیات)/در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
  42. حافظ (غزلیات)/درآ که در دل خسته توان درآید باز
  43. حافظ (غزلیات)/درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
  44. حافظ (غزلیات)/درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
  45. حافظ (غزلیات)/درد ما را نیست درمان الغیاث
  46. حافظ (غزلیات)/دردم از یار است و درمان نیز هم
  47. حافظ (غزلیات)/دست از طلب ندارم تا کام من برآید
  48. حافظ (غزلیات)/دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
  49. حافظ (غزلیات)/دل از من برد و روی از من نهان کرد
  50. حافظ (غزلیات)/دل سراپرده محبت اوست