صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۸۰۱ تا #۲٬۸۵۰.
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نسیم صبح، کرم باشد آن چنان که تو دانی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نظری گر ز سر لطف به کارم کردی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نقش لب تو از شکر و پسته بستهاند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نمیبینم بت خود را، نمیدانم کجا باشد؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه آخر دل من خراب از تو شد؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه به اندازهی خود یار گزیدی، ای دل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه بیگانهای، ای بت خانگی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه بییادت برآید یک دم از من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه مانند تو زیبایی ببینم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه هفتهایست، نه ماهی، که رفتهای زبر ما
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه پیمان بستهای با من؟ که در پیمان من باشی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نوبهارست و دل پر هوس و بادهی ناب
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگارا، گر چه میدانم که بس بیمهری و پیوندی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگارا، یاد میداری که یاد ما نمیکردی؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستان
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرآزارت؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نیست در آبگینه آتش و آب
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نیست عیب ار دوست میدارم منش
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نیک میخواهی که: از خود دورم اندازی دگر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر دم از خانه رخ بدر دارد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر زمان آشفتهدل نامم کند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر قصه مینیوشی و در گوش میکنی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر نفسی عشق او بیدل و دینم کند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر نقش که پیش آید گویم: مگر او باشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر چند به کوی او دیرست که پی بردم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر کرا با تو نه پیوندی و پیمانی هست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر کس که در محبت او دم برآورد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر کسی را مینوازد لطف و خاطر جستنت