اوحدی مراغهای (غزلیات)/نه آخر دل من خراب از تو شد؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (نه آخر دل من خراب از تو شد؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| نه آخر دل من خراب از تو شد؟ | نه آخر دو چشمم پرآب از تو شد؟ | |
| نه آخر تن ناز پرورد من | گرفتار چندین عذاب از تو شد؟ | |
| مکن خواب و چشم مرا غم بخور | کزین گونه بیخورد و خواب از تو شد | |
| ز لب آب وصلی بدین سینه ریز | که برآتش غم کباب از تو شد | |
| چو چنگم به گفتار خوش مینواز | که فریاد من چون رباب از تو شد | |
| به یاقوت خود حال اشکم بپرس | که بر چهره چون لعل ناب از تو شد | |
| متاب از بر اوحدی روی خویش | که بیچاره در تنگ و تاب از تو شد |