صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۱٬۲۰۱ تا #۱۱٬۲۵۰.
- دیوان شمس/کجا شد عهد و پیمانی که کردی
- دیوان شمس/کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
- دیوان شمس/کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
- دیوان شمس/کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
- دیوان شمس/کجایی ساقیا درده مدامم
- دیوان شمس/کجایید ای شهیدان خدایی
- دیوان شمس/کجکنن اغلن اودیا کلکل
- دیوان شمس/کدام لب که از او بوی جان نمیآید
- دیوان شمس/کرانی ندارد بیابان ما
- دیوان شمس/کردم با کان گهر آشتی
- دیوان شمس/کریما تو گلی یا جمله قندی
- دیوان شمس/کس با چو تو یار راز گوید
- دیوان شمس/کس بیکسی نماند میدان تو این قدر
- دیوان شمس/کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر
- دیوان شمس/کسی خراب خرابات و مست میباشد
- دیوان شمس/کسی کز غمزهای صد عقل بندد
- دیوان شمس/کسی که باده خورد بامداد زین ساقی
- دیوان شمس/کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
- دیوان شمس/کسی که غیر این سوداش نبود
- دیوان شمس/کسی کو را بود خلق خدایی
- دیوان شمس/کسی کو را بود در طبع سستی
- دیوان شمس/کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
- دیوان شمس/کعبه جانها تویی گرد تو آرم طواف
- دیوان شمس/کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی
- دیوان شمس/کل عقل بوصلکم مدهش
- دیوان شمس/که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
- دیوان شمس/که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
- دیوان شمس/که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
- دیوان شمس/کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
- دیوان شمس/کو مطرب عشق چست دانا
- دیوان شمس/کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
- دیوان شمس/کون خر را نظام دین گفتم
- دیوان شمس/کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
- دیوان شمس/کژزخمه مباش تا توانی
- دیوان شمس/کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری
- دیوان شمس/کی باشد اختری در اقطار
- دیوان شمس/کی باشد من با تو باده به گرو خورده
- دیوان شمس/کی باشد کاین قفص چمن گردد
- دیوان شمس/کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
- دیوان شمس/کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
- دیوان شمس/کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
- دیوان شمس/کیست در این شهر که او مست نیست
- دیوان شمس/کیست که او بنده رای تو نیست
- دیوان شمس/کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
- دیوان شمس/گاه چو اشتر در وحل آیی
- دیوان شمس/گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
- دیوان شمس/گر آتش دل برزند بر ممن و کافر زند
- دیوان شمس/گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون
- دیوان شمس/گر از شراب دوشین در سر خمار داری
- دیوان شمس/گر از غم عشق عار داریم