دیوان شمس/کس با چو تو یار راز گوید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (کس با چو تو یار راز گوید) از مولوی |
' |
| کس با چو تو یار راز گوید | یا قصه خویش بازگوید | |
| عاقل کردست با تو کوتاه | لیکن عاشق دراز گوید | |
| از عشق تو در سجود افتد | سودای تو در نماز گوید | |
| از ناز همه دروغ گویی | آنچ این دلم از نیاز گوید | |
| من همچو ایازم و تو محمود | بشنو سخنی کایاز گوید | |
| پیش تو کسی حدیث من گفت | گفتی تو که او مجاز گوید | |
| چون زر سخنان من شنیدی | گفتی به طریق گاز گوید |