هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۸۵۱ تا #۶٬۹۰۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به خشم رفتهی ما گر به صلح باز آید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به سر ماه فکنده طیلسانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به شهریار بگوئید حال این درویش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به عقل کی متصور شود فنون جنون
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به فلک میرسد خروش خروس
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به من رسید نوید وصال دلداران
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/به گدائی به سر کوی شما آمدهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بهار دهر بباد خزان نمیارزد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بهار روی تو بازار مشتری بشکست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوستان جنتست و سروم حور
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح می روشن آفتاب منست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگوئید ای رفیقان ساربان را
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی تو مرا پر آب دیده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار ای لعبت ساقی شرابی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا برآید نفس از عشق دمی باید زد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا ترا برگ ما نخواهد بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا درد نیابند دوا را نشناسند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا دلم در خم آن زلف سمنسا افتاد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چند به شادی می غمهای تو نوشم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چین آن دو زلف سمنسا پدید شد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تبت یا ذا الجلال و الا کرام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تبسمت الزهر والمزن باک
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تخت خیری بین دگر بر تختهی خارا زده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/تخفیف کن از دور من این باده که مستم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ترا با ما اگر صلحست جنگست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ترا که طرهی مشکین و خط زنگاریست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست