صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۸۵۱ تا #۶٬۹۰۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به آفتاب جهانتاب سایه پرور تو
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به بوستان جمالت بهار بسیارست
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به خشم رفته‌ی ما گر به صلح باز آید
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به سر ماه فکنده طیلسانی
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به شهریار بگوئید حال این درویش
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به عقل کی متصور شود فنون جنون
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به فلک می‌رسد خروش خروس
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به من رسید نوید وصال دلداران
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/به گدائی به سر کوی شما آمده‌ایم
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بهار دهر بباد خزان نمی‌ارزد
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بهار روی تو بازار مشتری بشکست
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوستان جنتست و سروم حور
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح می روشن آفتاب منست
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بگوئید ای رفیقان ساربان را
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی تو مرا پر آب دیده
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار ای لعبت ساقی شرابی
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا برآید نفس از عشق دمی باید زد
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا ترا برگ ما نخواهد بود
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا درد نیابند دوا را نشناسند
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا افتاد
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چند به شادی می غمهای تو نوشم
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا چین آن دو زلف سمن‌سا پدید شد
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تبت یا ذا الجلال و الا کرام
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/تبسمت الزهر والمزن باک