خواجوی کرمانی (غزلیات)/به فلک میرسد خروش خروس
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (به فلک میرسد خروش خروس) از خواجوی کرمانی |
' |
| به فلک میرسد خروش خروس | بشنو آوای مرغ و نالهی کوس | |
| شد خروس سحر ترنم ساز | در ده آن جام همچو چشم خروس | |
| این تذروان نگر که در رفتار | مینمایند جلوهی طاوس | |
| ساقیا باده ده که در غفلت | عمر بر باد میرود بفسوس | |
| عالم آن گنده پیر بی آبست | که بر افروخت آتش کاوس | |
| فلک آن پیر زال مکارست | که ز دستان او زبون شد طوس | |
| گر فریبد ترا به بوس و کنار | تا توانی کنار گیر از بوس | |
| زانکه از بهر قید دامادست | که گره میکنند زلف عروس | |
| هر که او دل بدست سلطان داد | گو برو خاک پای دربان بوس | |
| داروی این مرض که خواجو راست | برنخیزد ز دست جالینوس |