صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۲۵۱ تا #۶٬۳۰۰.

  1. خاقانی (قصاید)/بخ بخ ای بخت و خه خه ای دل دار
  2. خاقانی (قصاید)/بردار زلفش از رخ تا جان تازه بینی
  3. خاقانی (قصاید)/بس بس ای طالع خاقانی چند
  4. خاقانی (قصاید)/بس وفا پرورد یاری داشتم
  5. خاقانی (قصاید)/به جوی سلامت کس آبی نبیند
  6. خاقانی (قصاید)/به خراسان شوم انشاء الله
  7. خاقانی (قصاید)/به درد دلم کاشنائی نبینم
  8. خاقانی (قصاید)/به دل در خواص بقا می‌گریزم
  9. خاقانی (قصاید)/به فلک تخته در ندوخته‌اند
  10. خاقانی (قصاید)/بهر صبوح از درم مست در آمد نگار
  11. خاقانی (قصاید)/بیدقی مدح شاه می‌گوید
  12. خاقانی (قصاید)/بی‌باغ رخت جهان مبینام
  13. خاقانی (قصاید)/تا خیال کعبه نقش دیده‌ی جان دیده‌اند
  14. خاقانی (قصاید)/تا درد و محنت است در این تنگنای خاک
  15. خاقانی (قصاید)/تا دل من دل به قناعت نهاد
  16. خاقانی (قصاید)/تا رقم حسن تو زد آسمان
  17. خاقانی (قصاید)/تا غبار از چتر شاه اختران افشانده‌اند
  18. خاقانی (قصاید)/تا نفخات ربیع صور دمید از دهان
  19. خاقانی (قصاید)/تشنه‌ی دل به آب می‌نرسد
  20. خاقانی (قصاید)/جام طرب کش که صبح کام برآمد
  21. خاقانی (قصاید)/جان سگ دارم به سختی ورنه سگ‌جان بودمی
  22. خاقانی (قصاید)/جان پیشکشت سازم اگر پیش من آئی
  23. خاقانی (قصاید)/جبهه‌ی زرین نمود چهره‌ی صبح از نقاب
  24. خاقانی (قصاید)/جوشن صورت برون کن در صف مردان درآ
  25. خاقانی (قصاید)/حاصل عمر چه دارید خبر باز دهید
  26. خاقانی (قصاید)/حضرت ستر معلا دیده‌ام
  27. خاقانی (قصاید)/خاک سیاه بر سر آب و هوای ری
  28. خاقانی (قصاید)/خرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن
  29. خاقانی (قصاید)/خسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرد
  30. خاقانی (قصاید)/خورشید کسری تاج بین ایوان نو پرداخته
  31. خاقانی (قصاید)/خوی فلک بین که چه ناپاک شد
  32. خاقانی (قصاید)/داد مرا روزگار مالش دست جفا
  33. خاقانی (قصاید)/در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
  34. خاقانی (قصاید)/در این دامگاه ارچه همدم ندارم
  35. خاقانی (قصاید)/در این منزل اهل وفائی نیابی
  36. خاقانی (قصاید)/در جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
  37. خاقانی (قصاید)/در ساخت زمانه ز راحت نشان مخواه
  38. خاقانی (قصاید)/در پرده‌ی دل آمد دامن کشان خیالش
  39. خاقانی (قصاید)/در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته
  40. خاقانی (قصاید)/در کفم نیست آنچه می‌باید
  41. خاقانی (قصاید)/دردا که دل نماند و بر او نام درد ماند
  42. خاقانی (قصاید)/دست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد
  43. خاقانی (قصاید)/دست صبا برفروخت مشعله‌ی نوبهار
  44. خاقانی (قصاید)/دشت موقف را لباس از جوهر جان دیده‌اند
  45. خاقانی (قصاید)/دل به سودای تو سر اندازد
  46. خاقانی (قصاید)/دل روی مراد از آن ندیده است
  47. خاقانی (قصاید)/دل ز راحت نشان نخواهد داد
  48. خاقانی (قصاید)/دل صید زلف اوست به خون در نکوتر است
  49. خاقانی (قصاید)/دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش
  50. خاقانی (قصاید)/دلسوز ما که آتش گویاست قند او