صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۸۰۱ تا #۵٬۸۵۰.
- خاقانی (غزلیات)/آتش عیارهای آب عیارم ببرد
- خاقانی (غزلیات)/آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او
- خاقانی (غزلیات)/آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
- خاقانی (غزلیات)/آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
- خاقانی (غزلیات)/آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
- خاقانی (غزلیات)/آن را که غمگسار تو باشی چه غم خورد
- خاقانی (غزلیات)/آن زمان کو زلف را سر میبرد
- خاقانی (غزلیات)/آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
- خاقانی (غزلیات)/آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست
- خاقانی (غزلیات)/آن کز می خواجگی است سرمست
- خاقانی (غزلیات)/آن کو چو تو دلربای دارد
- خاقانی (غزلیات)/آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
- خاقانی (غزلیات)/آنچه عشق دوست با من میکند
- خاقانی (غزلیات)/آنها که محققان راهند
- خاقانی (غزلیات)/آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
- خاقانی (غزلیات)/آوازهی جمالت اندر جهان فتاد
- خاقانی (غزلیات)/آوازهی جمالت چون از جهان برآمد
- خاقانی (غزلیات)/آگه نهای که بر دلم از غم چه درد خاست
- خاقانی (غزلیات)/اذا ما الطیر غنت فیالصباح
- خاقانی (غزلیات)/اری فیالنوم ما طالت نواها
- خاقانی (غزلیات)/از این ده رنگتر یاری نپندارم که دارد کس
- خاقانی (غزلیات)/از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی
- خاقانی (غزلیات)/از تف دل آتشین دهانم
- خاقانی (غزلیات)/از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
- خاقانی (غزلیات)/از دهر غدر پیشه وفائی نیافتم
- خاقانی (غزلیات)/از دو عالم دامن جان درکشم هر صبحدم
- خاقانی (غزلیات)/از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
- خاقانی (غزلیات)/از زلف هر کجا گرهی برگشادهای
- خاقانی (غزلیات)/از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
- خاقانی (غزلیات)/از هستی خود که یاد دارم
- خاقانی (غزلیات)/از کف ایام امان کس نیافت
- خاقانی (غزلیات)/از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
- خاقانی (غزلیات)/از گلستان وصل نسیمی شنیدهام
- خاقانی (غزلیات)/ازین ده رنگتر یاری نپندارم که کس دارد
- خاقانی (غزلیات)/افدی بنفس من بدت فیالمهد عنی غافله
- خاقانی (غزلیات)/الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
- خاقانی (غزلیات)/امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
- خاقانی (غزلیات)/اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند
- خاقانی (غزلیات)/انصاف در جبلت عالم نیامده است
- خاقانی (غزلیات)/اهل بر روی زمین جستیم نیست
- خاقانی (غزلیات)/اول از خود بری توانم شد
- خاقانی (غزلیات)/ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
- خاقانی (غزلیات)/ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
- خاقانی (غزلیات)/ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
- خاقانی (غزلیات)/ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
- خاقانی (غزلیات)/ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
- خاقانی (غزلیات)/ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
- خاقانی (غزلیات)/ای تماشاگه جان بر طرف لالهستان تو
- خاقانی (غزلیات)/ای جفت دل من از تو فردم
- خاقانی (غزلیات)/ای دل آن زنار نگسستی هنوز