صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۳۰۱ تا #۴٬۳۵۰.
- عطار (غزلیات)/لب تو مردمی دیده دارد
- عطار (غزلیات)/لعل تو به جان فزایی آمد
- عطار (غزلیات)/لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من
- عطار (غزلیات)/لعل گلرنگت شکربار آمدست
- عطار (غزلیات)/لعلت از شهد و شکر نیکوتر است
- عطار (غزلیات)/لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
- عطار (غزلیات)/ما بار دگر گوشهی خمار گرفتیم
- عطار (غزلیات)/ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفتهایم
- عطار (غزلیات)/ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
- عطار (غزلیات)/ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
- عطار (غزلیات)/ما درد فروش هر خراباتیم
- عطار (غزلیات)/ما رند و مقامر و مباحیایم
- عطار (غزلیات)/ما ره ز قبله سوی خرابات میکنیم
- عطار (غزلیات)/ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
- عطار (غزلیات)/ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
- عطار (غزلیات)/ما مرد کلیسیا و زناریم
- عطار (غزلیات)/ما می از کاس سعادت خوردهایم
- عطار (غزلیات)/ما ننگ وجود روزگاریم
- عطار (غزلیات)/ما هرچه آن ماست ز ره بر گرفتهایم
- عطار (غزلیات)/ما چو بیماییم از ما ایمنیم
- عطار (غزلیات)/ما گبر قدیم نامسلمانیم
- عطار (غزلیات)/ماه را در مشک پنهان کردهای
- عطار (غزلیات)/ماییم دل بریده ز پیوند و ناز تو
- عطار (غزلیات)/ماییم ز عالم معالی
- عطار (غزلیات)/محلم نیست که خورشید جمالت بینم
- عطار (غزلیات)/مرا با عشق تو جان درنگنجد
- عطار (غزلیات)/مرا در عشق او کاری فتادست
- عطار (غزلیات)/مرا سودای تو جان می بسوزد
- عطار (غزلیات)/مرا قلاش میخوانند، هستم
- عطار (غزلیات)/مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
- عطار (غزلیات)/مرد یک موی تو فلک نبود
- عطار (غزلیات)/مرکب لنگ است و راه دور است
- عطار (غزلیات)/مست شدم تا به خرابات دوش
- عطار (غزلیات)/مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
- عطار (غزلیات)/مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار میدارم
- عطار (غزلیات)/مفشان سر زلف خویش سرمست
- عطار (غزلیات)/من این دانم که مویی می ندانم
- عطار (غزلیات)/من با تو هزار کار دارم
- عطار (غزلیات)/من شراب از ساغر جان خوردهام
- عطار (غزلیات)/من نمیرم زانکه بی جان میزیم
- عطار (غزلیات)/من پای همی ز سر نمیدانم
- عطار (غزلیات)/من کیم اندر جهان سرگشتهای
- عطار (غزلیات)/منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
- عطار (غزلیات)/منم از عشق سرگردان بمانده
- عطار (غزلیات)/منم اندر قلندری شده فاش
- عطار (غزلیات)/منم و گوشهای و سودایی
- عطار (غزلیات)/مورچهی قیرفام بر قمر آوردهای
- عطار (غزلیات)/میل درکش روی آن دلبر ببین
- عطار (غزلیات)/میی درده که در ده نیست هشیار
- عطار (غزلیات)/میروم بر خاک دل پر خون ز تو