عطار (غزلیات)/ما می از کاس سعادت خوردهایم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ما می از کاس سعادت خوردهایم) از عطار |
' |
| ما می از کاس سعادت خوردهایم | در ازل چندین صبوحی کردهایم | |
| با غذای خاک نتوانیم زیست | ما که شرب روح قدسی خوردهایم | |
| عار از آن داریم ازین عالم که ما | در کنار قدسیان پروردهایم | |
| تا که مهر مهر او بر جان زدیم | نقش غیر از لوح دل بستردهایم | |
| هر که این باور نمیدارد ز ما | گو بیا اینک بیان آوردهایم | |
| از برون پرده ما را کس ندید | زانکه ما در اندرون پردهایم | |
| گرچه عطاریم و بوی خوش دهیم | خویشتن را به ز کس نشمردهایم |