عطار (غزلیات)/ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم) از عطار |
' |
| ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم | در دیر مغان راه خرابات گرفتیم | |
| پی بر پی رندان خرابات نهادم | ترک سخن عادت و طامات گرفتیم | |
| آن وقت که خود را همه سالوس نمودیم | اکنون کم سالوس و مراعات گرفتیم | |
| در چهرهی آن ماه چو شد دیدهی ما باز | یارب که به یک دم چه مقامات گرفتیم | |
| بس عقل که شد مات به یک بازی عشقش | ور عقل درو مات نشد مات گرفتیم | |
| چون عقل شد از دست ز مستی می عشق | با دلشدگان راه مناجات گرفتیم | |
| چون شیوه عطار درین راه بدیدیم | آن شیوه ز اسرار و کرامات گرفتیم |