عطار (غزلیات)/ماییم ز عالم معالی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ماییم ز عالم معالی) از عطار |
' |
| ماییم ز عالم معالی | رندی دو سه اندرین حوالی | |
| در عشق دلی و نیم جانی | بر داده به باد لاابالی | |
| بگذشته ز هستی و گرفته | چون صوفی ابنوقت حالی | |
| در صفهی عاشقان حضرت | از برهنگی فکنده قالی | |
| پس یافته برترین مقامی | احسنت زهی مقام عالی | |
| ما را چه مرقع و چه اطلس | چه نیک کنی چه بد سگالی | |
| ای زاهد کهنه درد نقد است | برخیز که گوشهای است خالی | |
| تا نالهی عاشقان نیوشی | بر خلق ز زهد چند نالی | |
| آن می که تو میخوری حرام است | ما می نخوریم جز حلالی | |
| ما بر سر آتشیم پیوست | مستغرق بحر لایزالی | |
| ما بی خوابیم و چون بود خواب | در حضرت قرب ذوالجلالی | |
| چون خواب کند کسی که او را | از ریگ روان بود نهالی | |
| عطار برو که دست بردی | از جملهی عالم معالی |