عطار (غزلیات)/مورچهی قیرفام بر قمر آوردهای
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (مورچهی قیرفام بر قمر آوردهای) از عطار |
' |
| مورچهی قیرفام بر قمر آوردهای | هندوی طوطی طعام بر شکر آوردهای | |
| سر نبرم از غمت زانکه تو از سرکشی | با سر زلفین خویش سر به سر آوردهای | |
| بی سر و پای توام گرچه به جان خواستن | ای دل و جان رهی دردسر آوردهای | |
| جان و دلم سوخته است از طمع خام تو | تا تو مرا باز خود از چه برآوردهای | |
| زلف چو زنجیر تو حلقه به گوشم بکرد | حلقهی زنجیر خود چون به درآوردهای | |
| پشت کمان شدم قدم تا تو به تیر مژه | جان و دلم چون هدف در نظر آوردهای | |
| خاطر عطار ریخت گوهر معنی به نطق | تا تو کنارش ز چشم پر گهر آوردهای |