صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۷۵۱ تا #۳۳٬۸۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
  2. عطار (غزلیات)/هزاران جان سزد در هر زمانی
  3. عطار (غزلیات)/هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  4. عطار (غزلیات)/هم تن مویم از آن میان که نداری
  5. عطار (غزلیات)/همه عالم خروش و جوش از آن است
  6. عطار (غزلیات)/هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید
  7. عطار (غزلیات)/واقعه‌ی عشق را نیست نشانی پدید
  8. عطار (غزلیات)/وشاقی اعجمی با دشنه در دست
  9. عطار (غزلیات)/وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  10. عطار (غزلیات)/پروانه شبی ز بی قراری
  11. عطار (غزلیات)/پشت بر روی جهان خواهیم کرد
  12. عطار (غزلیات)/پشتا پشت است با تو کارم
  13. عطار (غزلیات)/پی آن گیر کاین ره پیش بردست
  14. عطار (غزلیات)/پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  15. عطار (غزلیات)/پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
  16. عطار (غزلیات)/پیر ما می‌رفت هنگام سحر
  17. عطار (غزلیات)/پیر ما وقت سحر بیدار شد
  18. عطار (غزلیات)/پیش رفتن را چو پیشان بسته‌اند
  19. عطار (غزلیات)/پیشگاه عشق را پیشان که یافت
  20. عطار (غزلیات)/چاره نیست از توام چه چاره کنم
  21. عطار (غزلیات)/چاره‌ی کار من آن زمان که توانی
  22. عطار (غزلیات)/چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم
  23. عطار (غزلیات)/چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است
  24. عطار (غزلیات)/چند باشم در انتظار تو من
  25. عطار (غزلیات)/چند جویی در جهان یاری ز کس
  26. عطار (غزلیات)/چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد
  27. عطار (غزلیات)/چه رخساره که از بدر منیر است
  28. عطار (غزلیات)/چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  29. عطار (غزلیات)/چه سازی سرای و چه گویی سرود
  30. عطار (غزلیات)/چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
  31. عطار (غزلیات)/چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  32. عطار (غزلیات)/چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم
  33. عطار (غزلیات)/چو از جیبش مه تابان برآید
  34. عطار (غزلیات)/چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  35. عطار (غزلیات)/چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
  36. عطار (غزلیات)/چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  37. عطار (غزلیات)/چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  38. عطار (غزلیات)/چو خود را پاک دامن می ندانم
  39. عطار (غزلیات)/چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  40. عطار (غزلیات)/چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
  41. عطار (غزلیات)/چو دریا شور در جانم میفکن
  42. عطار (غزلیات)/چو طوطی خط او پر بر آورد
  43. عطار (غزلیات)/چو قفل لعل بر درج گهر زد
  44. عطار (غزلیات)/چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  45. عطار (غزلیات)/چو پیشه‌ی تو شیوه و ناز است چه تدبیر
  46. عطار (غزلیات)/چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد
  47. عطار (غزلیات)/چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  48. عطار (غزلیات)/چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  49. عطار (غزلیات)/چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  50. عطار (غزلیات)/چون خط شبرنگ بر گلگون کشی