عطار (غزلیات)/چاره نیست از توام چه چاره کنم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (چاره نیست از توام چه چاره کنم) از عطار |
' |
| چاره نیست از توام چه چاره کنم | تا به تو از همه کناره کنم | |
| چکنم تا همه یکی بینم | به یکی در همه نظاره کنم | |
| آنچه زو هیچ ذره پنهان نیست | همچو خورشید آشکاره کنم | |
| ذرهآی چون هزار عالم هست | پرده بر ذره ذره پاره کنم | |
| تا که هر ذره را چو خورشیدی | بر براق فلک سواره کنم | |
| صد هزاران هزار عالم را | پیش روی تو پیشکاره کنم | |
| پس به یک یک نفس هزار جهان | تحفهی چون تو ماه پاره کنم | |
| چون کنم قصد این سلوک شگرف | کوکب کفش از ستاره کنم | |
| شیر دوشم هزار دریا بیش | لیک پستان ز سنگ خاره کنم | |
| ذرههای دو کون را زان شیر | همچو اطفال شیرخواره کنم | |
| چون کمال بلوغ ممکن نیست | چکنم گور گاهواره کنم | |
| ای عجب چون بسازم این همه کار | هیچ باشد همه چه چاره کنم | |
| عاقبت چون فلک فرو ریزم | این روش گر هزار باره کنم | |
| همه چون چرخ گرد خود گردم | گرچه خورشید پشتواره کنم | |
| نرهم از دو کون یک سر موی | مگر از خویشتن گذاره کنم | |
| چون ز معشوق محو گشت فرید | تا کیش مرغ عشق باره کنم |