صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۲٬۴۰۱ تا #۳۲٬۴۵۰.

  1. صائب تبریزی (غزلیات)/خجلت ز عشق پاک گهر می‌بریم ما
  2. صائب تبریزی (غزلیات)/خدایا قطره‌ام را شورش دریا کرامت کن
  3. صائب تبریزی (غزلیات)/خواری از اغیار بهر یار می‌باید کشید
  4. صائب تبریزی (غزلیات)/خوش آن که از دو جهان گوشه‌ی غمی دارد
  5. صائب تبریزی (غزلیات)/دانسته‌ام غرور خریدار خویش را
  6. صائب تبریزی (غزلیات)/دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
  7. صائب تبریزی (غزلیات)/دایم ستیزه با دل افگار می‌کنی
  8. صائب تبریزی (غزلیات)/در نمود نقشها بی‌اختیار افتاده‌ام
  9. صائب تبریزی (غزلیات)/در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟
  10. صائب تبریزی (غزلیات)/در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
  11. صائب تبریزی (غزلیات)/درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
  12. صائب تبریزی (غزلیات)/دست در دامن رنگین بهاری نزدم
  13. صائب تبریزی (غزلیات)/دل از مشاهده‌ی لاله‌زار نگشاید
  14. صائب تبریزی (غزلیات)/دل را به زلف پرچین، تسخیر می‌توان کرد
  15. صائب تبریزی (غزلیات)/دل را نگاه گرم تو دیوانه می‌کند
  16. صائب تبریزی (غزلیات)/دل را کجا به زلف رسا می‌توان رساند؟
  17. صائب تبریزی (غزلیات)/دل ز هر نقش گشته ساده مرا
  18. صائب تبریزی (غزلیات)/دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای
  19. صائب تبریزی (غزلیات)/دلم ز پاس نفس تار می‌شود، چه کنم
  20. صائب تبریزی (غزلیات)/دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
  21. صائب تبریزی (غزلیات)/دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم
  22. صائب تبریزی (غزلیات)/دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
  23. صائب تبریزی (غزلیات)/دیده‌ی ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند
  24. صائب تبریزی (غزلیات)/دیوانه‌ی خموش به عاقل برابرست
  25. صائب تبریزی (غزلیات)/رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گل
  26. صائب تبریزی (غزلیات)/روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
  27. صائب تبریزی (غزلیات)/روی کار دیگران و پشت کار من یکی است
  28. صائب تبریزی (غزلیات)/ز بی‌عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
  29. صائب تبریزی (غزلیات)/ز خار زار تعلق کشیده دامان باش
  30. صائب تبریزی (غزلیات)/ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می‌ترسم
  31. صائب تبریزی (غزلیات)/ز گل فزود مرا خارخار خنده‌ی تو
  32. صائب تبریزی (غزلیات)/زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
  33. صائب تبریزی (غزلیات)/زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
  34. صائب تبریزی (غزلیات)/زبان چو پسته شود سبز در دهن بی‌تو
  35. صائب تبریزی (غزلیات)/زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
  36. صائب تبریزی (غزلیات)/زهی رویت بهار زندگانی
  37. صائب تبریزی (غزلیات)/ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  38. صائب تبریزی (غزلیات)/ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
  39. صائب تبریزی (غزلیات)/سبکروان به زمینی که پا گذاشته‌اند
  40. صائب تبریزی (غزلیات)/سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
  41. صائب تبریزی (غزلیات)/سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
  42. صائب تبریزی (غزلیات)/سیراب در محیط شدم ز آبروی خویش
  43. صائب تبریزی (غزلیات)/سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار
  44. صائب تبریزی (غزلیات)/سیه مست جنونم، وادی و منزل نمی‌دانم
  45. صائب تبریزی (غزلیات)/شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس
  46. صائب تبریزی (غزلیات)/شهری عشقم، چو مجنون در بیابان نیستم
  47. صائب تبریزی (غزلیات)/شوق می از بهار گل‌اندام تازه شد
  48. صائب تبریزی (غزلیات)/صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
  49. صائب تبریزی (غزلیات)/صبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز ده
  50. صائب تبریزی (غزلیات)/صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس